IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

همچنین آن ها اجرا را چیزی میدانند که، حداقل تا حدی، قبل از درک آن چه در حال رخ دادن میان بیمار و تحلیل گر است نمی توان از آن اجتناب کرد (پیک، ، 1985 ؛ کارپی 1989 ، اوشینسی، 1989 ؛ فلدمن، ؛1994 اشتاینر، ،2000 a .)2006 در روان کاوی فرانسوی عبارت «اقدام به عمل» ( ) (passage à l'acte میولا، 2013 ) رایج است، در حالی که از عبارت «اجرا» به ندرت استفاده می شود. با وجود این، موقعیت های تحلیلی مشابه آن چه در دیگر جوامع روان کاوی از آن ها به عنوان «اجرا» یاد می شود مورد توجه قرار می گیرند: این موقعیت ها غالبا با استفاده از عباراتی مانند mise en scène یا mise en jeu بیان می شوند. ژیبو ( 2014 ) از واژه اختراعی énaction برای توصیف نوعی از عمل در رفتار و گفتار استفاده کرده است که دارای ظرفیت تغییرشکل دادن از طریق یک انتقال متقابل «همدلانه عملگر» ( empathie énactante ) است. دومارکی ایتالیایی ( 2000 ) و زانوکو و همکاران ( 2006 ) نیز همدلی، و به طور مشخص تر «همدلی حسی» را متعلق به حوزه پیوند اولیه به عنوان وسیله ای ارتباطی شبیه به اجرا می دانند. گرین énaction را نوعی حمله به چارچوب می داند (گرین، .)2002 همچنین در حوزه زبان فرانسوی، نویسندگان بلژیکی گودفریندهابر و هابر ( 2002 ) به تفصیل درباره مفهومی مرتبط با اجرای ناخودآگاه در تجربه عملشده مشترک ( L'expérience agie partagée ) مطالبی نوشتهاند که بر ارزش «عمل ناخودآگاه مشترک بیناروانی» تأکید دارد. این مفهوم را می توان به صورت یک مرحله پیش نمادین مقدماتی دید که در طی آن بیمار می تواند «جهشی نمادین » به سمت بازیابی نمادسازی داشته باشد تا تفاسیر بعدی امکان تجربه شدن به صورت مفهوم دار را داشته باشند. بسط مفهوم انتقال متقابل در میان روانکاوان اروپایی نشان دهنده توصیفاتی از عکس العمل های ناکافی روانکاو در برابر فشار از سمت انتقال بیمار است. مفهوم همانندسازی فرافکنانه فهم سازوکار این روندها را میسر می کند. سندلر، با کمک به ایجاد مفهوم پاسخ دهندگی نقشی، و ب. جوزف با تعمیق رابطه بیمار-تحلیلگر از طریق مفهوم «موقعیت تماما انتقالی» جزء نویسندگانی هستند که پدیده هایی نزدیک به اجرا را توصیف کردهاند. اشتاینر رابطه میان انتقال متقابل و اجرا را به این صورت روشن می کند: «از نظر من در دسترس بودن احساسی همان انتقال متقابل است، و تبدیل شدن به عمل نیز اجرا محسوب می شود» (اشتاینر، b . 2006 ، ص . )326 در اروپا نیز، مانند قاره آمریکا، اکثر روانکاوان اجراها را مانند انتقال و انتقال متقابل اجتناب ناپذیر می دانند. با این وجود، بر خلاف دامنه گسترده عقاید در قاره آمریکا درباره مفید بودن، مطلوب بودن، و طرز کار کردن با اجراها، اکثر روانکاوان اروپایی اجرا را شکست روانکاو در مدیریت تحلیل می دانند و وقوعش را تنها هنگامی مفید می دانند که تحلیل گر نسبت بدان آگاه شود، قادر به تفسیرش باشد، و بتواند با آن در خلال روند تحلیلی روبرو

421

Made with FlippingBook Publishing Software