بازگشت به فهرست محتوا
به طور کلی، در انگلستان، در پیش برد توسعه مفهوم انتقال متقابل اختلاف عقیده هایی وجود دارد. اولین مفهوم مورد تأکید در " گروه کلاینی " ، که نشأت گرفته از معرفی همانندسازی فرافکنانه توسط کلاین است، به خودی خود، گام بزرگی در درک راه ارتباطی بیمار- روانکاو است. دومین تعریف، اصطلاحا انتقال متقابل " باور رایج مستقل " اولیه (وینی کوت، هیمن) بود که به این اشاره می کند که آنچه از سوی روانکاو است از سوی روانکاو بوده و پاسخ خودکار روانکاو به فرافکنی بیمار نیست. این تفاوت در مفهوم بندی انتقال متقابل، بر پیشبرد حرفهای درمان و اینکه روانکاو چه برآوردی از بیانات بیمار داشته باشد و چگونه با آن ها کار کند، اثرگذار است. تحولات موازی در مکتب آرژانتینی، توسط رکر آغاز شد. آن ها نسخه خود از استفاده از همانندسازی فرافکنانه درون زمینه انتقال متقابل را تدوین کردند که به دیدگاه کلاینی نزدیک تر است.
۲-۲ . گسترش بین المللی مفهوم- خطهای توسعه بعدی (نیمه دوم قرن بیستم اروپا، امریکای لاتین و امریکای شمالی)
از اواسط دهه 1950 به بعد، همراه با " گسترده شدن قلمرو روانکاوی " ، انتقال متقابل به طور فزاینده به عنوان ابزاری مفید در نظر گرفته شد، و در عین حال این دیدگاه گسترده به دیدگاه غالب تبدیل شد. در 50 سال اخیر، بیشتر روانکاوان نه تنها انتقال متقابل را دیگر به عنوان مانع ندانسته اند، بلکه آن را منبع بینش نسبت به بیمار و هم چنین کنش روانی خودشان در ارتباط با او دانسته اند. برخی مواقع، به این روش " انتقال متقابل شخصی " یا " انتقال متقابل تشخیصی " گفته می شود (کیزمنت 1987 ). در این رویکرد، انتقال متقابل به عنوان باهم- خلق کردن دونفره دیده شده، و انتقال و انتقال متقابل به عنوان نقاط منتهی الیه یک فرایند پویا دیده می شوند. این دیدگاه به انتقال متقابل، این پدیده را در ارتباط نزدیکی با به عمل درآوردن دانست، تا جاییکه برخی آن را گام اول در نقض حریم شخصی و " واقعیت بخشیدن " به انتقال و انتقال متقابل می دانند. در تمامی این تحولات در سراسر جهان، تعریف رابطه بین " همانندسازی فرافکنانه " و " انتقال متقابل " ، نقش مهمی ایفا می کند. تفکرات هیمن و رکر، به همراه تفکرات وینی کوت و سایر نویسندگان مستقل، توسط
110
Made with FlippingBook Publishing Software