بازگشت به فهرست محتوا
درک غنی از قدرت فرایندهای بینافاعلانه در روانکاو، بیمار و درمان مرهون تکامل تدریجی باور کلاینی، از کلاین، به بیون ( 1959 ) و رزنفلد ( 1987 ،1969 ،1962 ) در بریتانیا و مکتب رکر ( 1968 ،1957 ) و گرینبرگ 1968 ،1956( ) در آرژانتین بود. شاخه های مختلفی از این رویکرد در کارهای سگال ( 1983 )، ژوزف ( ،)1985 اسپیلیوس ( 1994 )، و اوشانگنسی ( 1990 )، اشتاینر ( 1994 )، فلدمن ( 1993 ) و برتان ( 2004 ؛ سگال و برتان 1981 ) در بریتانیا، و در کارهای گروتشتاین ( 1994 )، میترانی ( 2001 ،1997 ) و دیگران در امریکا دنبال شده اس ت. از هر نظر، اولین نوشته های فرنزی درباره انتقال متقابل به طور مستقیم یا غیرمستقیم اثرگذار باقی مانده است. مایکل بالینت، نویسنده مفهوم " نقص اساسی " ( basic fault ) (بالینت ،)1979 به عنوان یکی از مَراجع محوری خط فکری فرنزی درباره انتقال متقابل، در مباحث فرافکنی و درون فکنی سهم مهمی داشت. تفکرات افراطی فرنزی توسط مایکل و آلیس بالینت به لندن آورده شد و هم کلاینی ها و هم به اصطلاح گروه مستقل را تحت تأثیر قرار داد. تفکرات فرنزی و بالینت از طریق رکر ( 1957 ) به امریکا رسید. رکر از مفهوم همانندسازی با پرخاشگر فرنزی ( 1932 ،1927 ) در مفهوم همانندسازی مکمل (با ابژه های پرخاشگر درونی بیمار) استفاده کرد، و سپس بر رویکرد بالینت در رابطه با انتقال متقابل در نهادهای آموزشی سلسله مراتبی کار کرد. برخی از این تفکرات اولیه فرنزی و بالینت توسط کلارا تامپسون (گرین 1964 ) به مکتب میان فردی سالیوان در امریکا برده شد، جایی که بعدها بر ماهیت باهم- سازنده تبادلات تحلیلی تأکید شد(در حالیکه واپس روی که برای فرنزی، کلاین و رکر ضروری بود جدا شد). مهم است تأکید شود که در این بافت و هم چنین در بافت تمامی تحولات پس از آن، مشاهده باهمساختن یا باهم- پروردن ( Co-elaboration ) در انتقال و انتقال متقابل، مسئولیت های روانکاو یا انتظاراتی که از او می رود را کاهش نمی دهد. کار با انتقال متقابل در سطوح آگاه و ناخودآگاه صورت می گیرد و کار به شناخت انتقال متقابل فراتر از جلسه درمان که برخی جوانب انتقال متقابل در آن پدیدار شده است، نیز کشیده میشود.
114
Made with FlippingBook Publishing Software