بازگشت به فهرست محتوا
روانکاو به درستی بازشناسایی نشده بود. فروید در مقاله ی خود در سال 1915 با عنوان " ناخودآگاه " به جنبه گوش دادن دوطرفه نزدیک تر شد، او در این نوشته می گوید " بسیار جالب است که ناخودآگاه انسان می تواند به ناخودآگاه دیگری واکنش نشان دهد... " ( فروید 1915 ص 194 ). با این حال، این نکته در تمامی کارهایی که او در طول عمرش انجام داد کمتر نظریه پردازی شد. فرنزی تجربیاتی از مواجهه با انتقال شخصی با بیمارانش را گزارش کرد که او را واداشت تا گستره ی درک روانکاوی را بسط دهد و به او این امکان را داد تا برای اولین بار ابعاد دو- نفری و متقابل، و بنابراین ابعاد بینافاعلانه از تجربه ی روانی و دگرگونی را جدی بگیرد. آنگونه که فرنزی می نویسد(در : دوپانت 1988 ص 84 ) هنگامی که دو نفر برای اولین بار همدیگر را ملاقات می کنند، تبادلی رخ می دهد که نه تنها در خودآگاه بلکه در هیجانات ناخودآگاه آنها صورت می گیرد. او اصطلاح " گفتگوی ناخودآگاه " را ابداع کرد تا توصیف کند که گفتگوی ناخودآگاه همواره بین بیمار و روانکاو رخ داده و نیز در مسیری دو طرفه اتفاق میافتد. این بعد از کار فرنزی زمینه ی بارورسازی ویژه ای برای رشد در ایالات متحده پیدا کرد. ایده های مرتبط با نظریهی روابط و کاربردهای آنها، پشتوانه ی گزینه های تکنیکالی است که بخشی از آنها حول نظریه ای با محور " گفتگوی ناخودآگاه " می گردد. این امر بر جهت گیری توجه روانکاو به اثرات و بازتاب های سهم خودش و نیز سهم بیمار تأثیر داشت. این گرایش به شنیدن، برای تحلیل گران نظریه ی روابط، تبدیل به پارادایمی شده است که بینافاعلیت و استفاده از آن در تقابل های تحلیلی را در مرکز توجه قرار میدهد. 1-1-0-3 . بینافاعلیت و نظریه ی میدانی در تفکر مربوط به نظریه ی روابط و کار بالینی در مجموع، ریشه ی نظریه های میدانی مرتبط با بینافاعلیت در اواسط قرن بیستم، در نظریه ی روانپزشکی بینافردی هری استک سالیوان ، نظریه ی میدانی روانشناسی- اجتماعی کورت لیون، و مفهوم پردازی های مرلو- پونتی دیده می شود. این نظریه ها باعث شد تا نظریه های میدانی روانکاوی آمریکای لاتین، مدلین و ویلی برانجرز( 2008 )، ریوری( 2017 ) و خوزه بلیگر( 1967 )، شکل بگیرند. در ایالات متحده، مفهوم میدان در نظریهی بینافردی در کار هری استک سالیوان، اریک فروم، فریدا فروم- ریچمن، و کلارا تامپسون آغاز شد. کار سالیوان مهمترین تأثیر مفهومی را داشت. به عقیده ی او میدان عرصه ای بود که او آن را " روابط بینافردی " نامید، و این روابط بینافردی به نوبه خود هسته ی تمامی سیستم فکری او بوده و باعث شد تا به تفاوت میان افکار خود و روانکاوی زمانه اش پی ببرد. مفهوم میدان از آن زمان توسط بسیاری از نویسندگان نظریه های روابط و بینافردی از جمله استفان میشل 1988( )، که به ماتریس روابط اشاره دارد، توسعه یافته است.
160
Made with FlippingBook Publishing Software