بازگشت به فهرست
صفحه ی .)31 روانشناسی ایگو، که واکنشی است درمقابل روانشناسی اید، به توجه بر روساخت روانی ، به عنوان نشانه و مشتقی از تعارضهای ناخودآگاه عمیقتر، تأکید میکند. این امر با توجه مجدد به پیشاآگاهی و آشکارگی محتوای فانتزیها، رؤیاها و خاطرات مرتبط بود. تعبیر ، فرآیندی درنظر گرفته میشود که بهطور پیدرپی باید انجام شود. این توالی تعبیری از سطح به عمق و «دفاع در مواجهه با محتوا»، که مؤلفهی مقاومت در ارتباطهای بیمار را برجسته می کند، تحلیلی روبهرشد را در دوران پس از جنگ جهانی دوم ارائه میکند که بسیار مفصل است. زیربنای نظری ، نظریه ی ساختاریای بود که دستگاه روان را از نقطهنظر تعارض میان اید، ایگو و سوپرایگو میدانست؛ در این ساختار ایگو میان دو کارگزاری و واقعیت میانجیگری میکند و به تدریج، ملاحظات ژنتیک، رشدی و سازگارانه را میبلعد. . 3-1-0 آنا فروید آنا فروید فرآیندهای دفاعی در پیدایش تعارض را با تفصیل بیشتری تبیین کرد. در 1926 کاملاً روشن بود که تعارض دو شاخه دارد -محتوای حفاظتشده و فرآیندهای دفاعی- و فروید تاحدی بیشتر بر محتوای حفاظتشده تمرکز کرده بود. آنا فروید، در اثر سرنوشتسازش «ایگو و مکانیسمهای دفاعی»، جایگاه فرآیندهای دفاعی را در پیدایش رشد به جایگاهی برابر با محتوای حفاظتشده ارتقا داد (فروید، آ، . )1936 . 3-1-1 هارتمن، کریس، راپاپورت و اریکسون هارتمن درحالیکه عمدتا دربارهی مسائل مربوط به سازگاری و روانکاوی، به مثابهی نوعی روانشناسی عمومی، مینوشت ( ،)1950-1939 مفاهیم خودفرمانی اولیه و ثانویه و فضاهای ً(نسبتا) بیتعارض را درون ایگو گنجاند، و همچنین از میان کارکردهای گوناگون ایگو، تعارض درون- سیستمی را نیز جزئی از ایگو به شمار آورد. او همراه با کریس، راپاپورت و اریکسون، کارکردهای گستردهتر ایگو را با جزئیات بیشتری تبیین کرد که شامل ترکیب ایگو و کارکردهای یکپارچه سازی، خنثیسازی، والایش و رشد هویت ایگو بود. مطالعهی عمیق اید، که پیشتر بهدست زیگموند فروید صورت گرفته بود، اکنون پابهپای دانش عمیق ایگو پیش میرفت. این مبدعان اولیه، ایگو را یکی از جنبههای ذهن بهمعنای وسیعتر کلمه می دانستند. نوشته هایشان ایدهی برقراری توازن میان همهی نیروهای برخاسته از ذهن انسان و نیروهای تأثیر گذار بر آن را نشان میداد. تحلیلگر می بایست، از راه اتحاد با ایگوی بیمار، با هر سه کارگزار (عامل) روانی و جهان خارج در یک فاصله بایستد . درحالیکه روش روانکاوانه همچنان درمان تعارض بود (فروید، آ. ؛1936 کریس ، ؛ 1947 هارتمن، . )1950 نظریهی روان کاوانه همچون نظریه ای همگانی، بی آنکه تعارض را بیاهمیت جلوه دهد، اکنون
34
Made with FlippingBook Publishing Software