بازگشت به فهرست محتوا
.۲-5 ژان لاپلانچ ژان لاپلانچ به واسطه ی نظریه ی دال معمایی، دیدگاه جدیدی راجع به انتقال را معرفی کرد. اثر مداخلهگر بزرگ دیگری و غیرممکن بودن ترجمه ی پیام های بزرگسالان توسط نوزاد که توسط مداخله ی فانتزی های جنسی مورد مصالحه قرار گرفته، برای لاپلانچ، چارچوب موقعیت مردم شناسانه ی مهم و مبنایی برای " نظریه ی کلی اغوا " بود (لاپلانچ، 1987 ). این همان موقعیتی است که در شرایط انتقال نیز تکرار می شود. در نتیجه، انتقال تکرار ساده ی رابطه با ابژه های دوران کودکی نیست. این جنبه تنها مربوط به چیزی است که لاپلانچ آن را " انتقال جانشین " مینامد- یعنی محتوای " مثبتی " که تحلیلگر و تحلیل شونده می توانند آن را ایماگوی دوران کودکی بدانند. جنبه ی دیگر، که توسط لاپلانچ " انتقال توخالی " نامیده می شود، باز تکرار رابطه با دیگری به عنوان حامل پیام های معمایی است(لاپلانچ، 1992 ). این زمانی توسط تحلیلگر برانگیخته می شود که تحلیل شونده را با سخن پیچیده و " اجتناب از فهمیدنش " مواجه کند- این موقعیت باعث به فعلیت درآمدن رابطه با معمای کودک خردسال می شود. در این شرایط انتقالی سخت، فرآیند پیشرونده ی عدم ترجمه، و ترجمه مجدد به تحلیل شونده اجازه میدهد تا پیام های محروم کننده را تناسبی دوباره ببخشد (لاپلانچ، . )1999 از این منظر " سوگواری الگویی عالی برای نماد سازی است " . انتقال به عنوان یک فرایند – همراه با رؤیا دیدن- در خلاف جهت سوگواری کار می کند. تکرار در انتقال، به معنی تلاش و بازیابی ابژهی ازدست رفته (یا رابطه) به جای سوگواری و نمادین کردن آن است؛ درنتیجه، انتقال در جهت رؤیا کار می کند: هر دو تمایل به انکار فقدان دارند، تمایل آنها به حضور مجدد چیزی است که نمی تواند نمادین شود؛ و در نهایت هر دو در جهت مخالف سوگواری عمل می کنند. این یعنی انتقال و رؤیا کیفیتی " توهمی " دارند، از این جهت که تمایل به شکل دادن تجربه بر اساس پیشنویس های ناخودآگاه به جای به رسمیت شناختن واقعی فقدان یا از دست دادن دارند. .3-5 مطالعه ای در کانادای فرانسوی زبان: لاپلانچ و فروید شاخه ی تفکری قدرتمندی در کانادای فرانسوی زبان هنوز انتقال را مهمترین و متمایزکننده ترین ویژگی درمان روانکاوی می داند. از این منظر که بخشی از آن از نوشته های ژان لاپلانچ الهام گرفته شده، در نظر گرفتن انتقال چیزی است که درمان آنها را تبدیل به " روانکاوی " می کند. با این حال، عدم بازسازی " پیدایشی " داستان بیمار میتواند وزنی معادل آنچه از طریق انتقال زنده می شود را فراهم آورد. انتقال به شکل یکی از قویترین اشکال مقاومت و – تأثیرگذار ترین ابزار کار تحلیل دیده می شود .
454
Made with FlippingBook Publishing Software