بازگشت به فهرست محتوا
شناخته شود. همانگونه که او " سازمان خود " را طراحی شده برای کاهش اضطراب می دانست که با داشتن تعامل با " دیگری " مهم به وجود میآید، انتقال یک بیمار به تحلیلگرش نیز احتمالا می تواند شکلی از سازگاری برای کاهش خطر در تعامل باشد، شاید برای مراقبت از تحلیلگر. اروین هافمن با اشاره به این نکته که عدم تأ ثیرگذاری تحلیلگر بر روی واکنش بیمار به وی غیر ممکن است، به دیدگاه کلاسیک راجع به انتقال انتقاد می کند . از آنجا که بسیاری از تحلیلگران حوزهی رابطهمندی معاصر، به خصوص برومبرگ ( )2011 ،2006 ،1998 و استرن ( 2011 )، خویشتن را بعنوان اجماع اظهارات از خود ( self-states ) در نظر میگیرند( یعنی روابط ابژه درونی سازی شده) که ممکن/ ناممکن است از یکدیگر باخبر باشند، انتقال را به عنوان " خود اظهاری " خاص بیمار می دانند که با خوداظهاریهای تحلیلگر تعامل میکند. برومبرگ ( 1998 ، ص )13 مینویسد: " با همنوا شدن با تغییرات پیش آمده در خوداظهاری های خودش و همچنین با آنانی که در بیمار رخ داده و استفاده از این آگاهی رابطهمند، تحلیلگر، در یک موقعیت بینا فردی منحصربه فرد به ظرفیت بیمار، برای شنیدن بازتاب دیگر خودهای او، که پیش تر ناسازگار بوده و هریک واقعیت های جایگزین را بیان میکردند، تحقق می بخشد . . 6-6 چشماندازهای روانشناسی خویشتن: کوهات و معاصرین تلقی روانشناسی خویشتن از انتقال، متفاوت از نگاه دیگر رویکردهاست چرا که مبتنی بر خط رشدی خودشیفتهوار و مستقل از روابط ابژه است. این رویکرد همچنین نظریهی ذهن بسط یافته( شلدارک، )2012 را در نظر گرفته و در نتیجه " دیگری " یا تحلیلگر به عنوان چیزی مجزا از بیمار، چنانکه در روانشناسی دو- نفره است، تلقی نمیکند بلکه به عنوان عنصر ضروری بیمار یا " ابژه ی خویشتن " ( Selfobject ) در نظر گرفته میشود. از این منظر، تحلیلگر به عنوان تمثال انتقال شامل مؤلفه های روانی منتقل شده یا فرافکنی شده بر روی او نیست بلکه شریک در تحلیل درحال اجرا و رشد خویشتن اوست (کوهات، . )1971 از اولین لحظاتی که رشد خویشتن با اک تساب و بازشناسی یک خود منسجم آغاز میشود (کوهات، )1971 و به سوی تغییرات مداومی که خود را مشخص میکنند میرود، فرد می تواند متوجه جنبه های دوگانه خود بر اساس تعدیل در جاه طلبی و آرمانی سازی شود (به مدخل مجزا از خویشتن مراجعه کنید). در نتیجه، انتقال یا واقعی سازی " ابژهی خویشتن " نسبت به تحلیلگری که در حال کمک به یکپارچگی خود است معطوف می شود، به عنوان یک ابژه ی خویشتن بازتاب دهنده عمل می کند، یک ابژهی خویشتن جفت شونده و دوقلو، یا یک ابژه خویشتن ایدهآل شده. انتقال خط رشدی خودشیفتهوار را با جنبههای طبیعی و بیماری زایش از نو ترسیم میکند.
463
Made with FlippingBook Publishing Software