بازگشت به فهرست محتوا
تحلیل شونده منتقل می کند و تمایل به تکرار جنبه های مثبت و منفی آن دارد. به عنوان مثال، رقابت با همسر تحلیل شونده، حسادت و فانتزی های مالکیتی که ممکن است برانگیخته شود. راکر این مفاهیم را مطرح کرد تا در آموزش تحلیلگران مورد توجه قرار گیرد. او ایده هایش را بر پایه اظهار نظر فروید ( )1937 در " روانکاوی پایان پذیر و پایان ناپذیر " بنا نهاد: " ] تحلیل خود تحلیلگر [ به تنهایی برای آموزش ا و کافی نیست؛ بلکه ما روی تحریکی که او در تحلیل خودش دریافت کرده و علیرغم اتمام درمان پایانی ندارد حساب می کنیم و بر روی فرایند بازسازی ایگو که به خودی خود در سوژهی تحلیل شده ادامه می یابد و از تمامی تجربیات متعاقب به این معنای تازه ا کتساب شده بهره میبرد. در واقع این اتفاق می افتد و تا زمانی که ادامه دارد سوژ ه تحلیل شده را برای تحلیلگر شدن با کفایت میکند " (فروید، 1937 ، ص ؛248-69 کروشههای مشخص کننده برای این انتشار به کار گرفته شدهاند). او همچنین خاطر نشان می کند عدم توانایی " رها کردن بیمار " همچنان که عدم تمایل به درمان او، یا رشک جنسی که می تواند تحلیلگر را به سمت به کنش درآوردن سوق دهد، همگی خطراتی را می سازند که تغییر و تحول تحلیل شونده را تهدید میکند. او تأ کید می کند تنها با علم به " برابری شخصی " است که تحلیلگر در کاهش خطر القا کردن یا " تلقین کردن " ( آن طور که او میگوید) روان نژندی خودش به بیمار موفق خواهد شد. یک افسانه در مورد موقعیت تحلیلی این است که تحلیلگری بدون اضطراب و بدون خشم وجود دارد، که بر اساس نظر راکر، همخوان با نمونه ایدهآل رواننژندی وسواس است که می تواند موجب بازداری و س د روانی و سرکوبی شود. در مقابل، عینیت واقعی به این معناست که تحلیلگر انتزاعیت خود یا انتقال متقابلاش را به عنوان موضوع مشاهده و تحلیل مداوم در نظر بگیرد و بر آنها مسلط باشد. راکر همانند سازی هماهنگ و همساز تحلیلگر با تحلیل شونده را توصیف میکند: اید او با ا ید تحلیل شونده، ایگو او با ا یگو تحلیل شونده و همینطور در مورد سوپر ایگو. با این حال، وی این حالت را از همانندسازیهای مکمل متمایز می کند که در ارتباط با ابژه های تحلیل شونده هستند . به عنوان مثال، گرایش تحلیلگر نسبت به همدلی، که از یک انتقال متقابل والایش یافته نشأت می گیرد، همانندسازی های همساز را شکل میدهد. اگر اینها پس زده شوند، همانندسازی مکمل برتری می یابد . به منظور شناسایی این همانند سازی ها، راکر بر اهمیت تجربیات انتقال متقابل دست اندرکار در ایدهها و موضع انتقال متقابل تأ کید میکند. ایده های انتقال متقابل ناشی از پژواک خاصی است که متناسب با مجموعه آسیبگون تحلیل شونده در تحلیلگر اتفاق میافتد.
468
Made with FlippingBook Publishing Software