IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

بررسی " انتقال جنسی بنیادی " نیازمند تعریفی از موضع نظری با در نظر گرفتن عقده ادیپ است، که دربرگیرنده دو ساختار متفاوت است ( همانطور که در بالا عنوان شد): یکی با والدین اصلی، خود بزرگبین اتفاق میافتد، که سزیو آن را " تراژدی ادیپ " می نامید، که متشکل از زنای با محارم با ماهیت تراژیک، خود شیفتهوار و پر عطوفت است: واحد نفوذ ناپذیری که با پدرکشی، زنای با محارم و اختگی شکل گرفته، چیزهایی که برای همیشه دفن شده مانده و توسط بازنمایی های تراژیک باز میگردد. دیگری ، عقده ادیپ متناسب، که با رابطه دوسوگرایا نه با پدر، عطوفت نسبت به مادر، و عقده اختگی مشخص میشود و از پرداخت ساختار قبلی با والدین در تاریخچه شخصی حاصل میگردد. سرنوشت آن سرکوبی است و ممکن است به شکل علائم رواننژندی بازگردد. در بخش سوم اید و ایگو ( )1923 فروی د به یک ساختار ادیپال اولیه در شالوده روان اشاره می کند ، فانتزی های اد یپال که نخستین همانند سازیها را میسازند، تأ ثیراتی که جهان شمول و پایدارند و باعث پیدایش و ایجاد آرمان من از طریق اولین و مهمترین همانندسازی در فرد که با والدین تمایز نیافته بزرگ می شوند . در نتیجه، تراژدی ادیپال و دگرگونی و انحراف در عقدهی مثبت یا منفی همراه با راه حل منحصر به فردش حین تحلیل انتقال آشکار خواهد شد . ماهیت تراژدی ادیپال، واکنش منفی درمانی و پیدایش عاطفه ای که به عنوان انتقال عاشقانه شناخته می شود، محدودیت های چارچوب روانکاوی را زیر پا میگذارد (سزیو، . )1993 این عشق فقط به دنبال مالکیت کامل ابژه است، بدین ترتیب ماهیت سائق گونهاش را نشان میدهد، تا جایی که به نابودی اش بیانجامد و همزمان سبب خود- تخریبی گردد. سزی و مدعی است این فرایند به دنبال تحقق فالوس " کودک شگفتانگیز " است ، که در مرگ و تباهی بالاترین بیان خود را می یابد . آنچه اکنون در انتقال عاشقانه بروز مییابد " مرده " ای ا ست که در ناخودآگاه دفن شده بود و به شکل این بیان خودشیفتهو ار ظاهر می شود: " فالوس- کودک شگفتانگیز " در انتقال باز آشکار میشود ، مانند نهاد زوج تحلیلگر- والد فوقالعاده. چارچوب تحلیل، مبتنی بر پرهیزکاری، ناکامی اولیه را برای هر دو عضو صحنه تراژیکی که در حال نمایش است تکرار می کند : " نیاز و آرزوی شدید " میبایست تبدیل به نیروهای برانگیزاننده (بیمار) برای کار و ایجاد تغییرات شوند(فروید، 1915 ، ص .)164-165 نظریه ی روانکاوی وجود یک ناخودآگاه، یک ساختار دفن شده، " مرده " ، ای گوی آرمانی را در نظر میگیرد. این ساختار ناخودآگاه است که می تواند از خستگی و تجلیات بالفعل خاص، منتج از آسیب اصلی ردیابی شود:

474

Made with FlippingBook Publishing Software