IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

در آمریکای لاتین گرایش تاریخی به طور خاص متمرکز بر تعریف انتقال با مرکزیت شخص تحلیلگر است، نظریه پردازی انتقال متقابل پیشرفت های گوناگون را به ه م مربوط ساخت. مفهوم تجربهی به نمایش در آمده از یک زمینهی بینا فاعلانه، مطالعه تنوع موانع و سنگرها را عمیق تر و گشوده تر کرده است که در کار تحلیلی تجلی مییابد. تجلیات حسها، ادراکات، تجربیات و اتفاقات در تحلیلگر درحین جلسه تحلیل نمایان می شود که توجیه کننده آن چیزی است که هیچ الهامی در پی ندارد و در زمان حال باقی می ماند ( تجربه واقعی)؛ تحت رویکردهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. چنین موقعیتی توجه خاص به امکان واکنش منفی درمانی را برمیانگیزد، به عنوان نمونه ای از اجبار به تکرار که از سائق مرگ ریشه می گیرد ، و در اساس بی صدا و مسکوت است. برای نویسندگان مختلف، در هر فرآیند تحلیل یک داستان جدید برجسته و نگاشته میشود. به عنوان محور اصلی نظریه و کار بالینی، انتقال در مرور زمان یکی از مفاهیم اساسی روانکاوی باقی مانده است. پیشرفت های اخیر به وضوح نشان می دهد که انتقال در تقاطع بینا روانی و درون روانی قرار دارد. دنیای درونی تحلیل شونده متشکل از تعارضات روانی میان نهاد های درونی است (خودآگاهی، نیمه خودآگاهی، ناخودآگاه و اید، ایگو، سوپرایگو) و تعارضاتی که از روابط بین افاعلانهی کودکانه با ایماگو های همانندسازانه ایجاد شده است. تمامی این تعارضات در عرصه و صحنه انتقال و در رابطه، دوباره به اجرا در میآیند، که شامل دو روان است. بنیانگذار روانکاوی از دو صحنهی جنبش انتقالی در محل تلاقی درون روانی- بیناروانی در 1937 سخن میگوید، هنگامی که ادعا می کند که کار تحلیل از دو بخش مختلف تشکیل شده است، که در دو صحنهی جداگانه اتفاق می افتد و شامل دو نفر می شود که هر کدام مسئول کار متفاوتی است. در ، 2017 در فضای رشد تفاوت های ظریف و پیچیدگی های روند های فکری و تجربه بالینی انباشته شدهی روانکاوی معاصر، اظهارنظر انتقال به عنوان حرکت، حرکتی درون روان، حرکتی میان خود فرد و دیگری، و حرکتی میان گذشته و حال همچنان حفظ شده است، گویی تقسیمات جهان روانکاوی کثرت گرا را در خود می کشد و از آن فراتر می رود.

486

Made with FlippingBook Publishing Software