IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست

در نظریه پردازی گارما، این مفهوم برجسته میشود که در هر سمپتوم نوروتیکی (در سطحی فردی و گروهی)، ترکیب برهم کنشی تعارضآمیز وجود دارد؛ شامل نیروهایی که تکرار را تحمیل می کنند و نیروهای دیگری که منجر به «نقابزدن» آنها میشوند؛ درست همانگونه که فروید نیز در «موسی و یکتاپرستی» گفته بود. در همین زمینه ، گارما مفهوم رانههای زندگی و مرگ را نیز در رابطه با مفهومپردازی تعارضها در مازوخیسم ، بازتعریف میکند. از نظر او، رانههای زندگی و مرگ نیروهای بسیط و ذاتی نیستند، بلکه نتیجه ی تجربههایی هستند که در طول شکلگیری ساختار روان با هم مواجه میشوند و درونی میگردند. گارما با اشاره به ملتها که به پیروی از فروید میتوان آنها را مشابه یک فرد نوروتیک تفسیر کرد، مفهومپردازی خود را از رانههای اروتیک و میرا بسط و گسترش میدهد :«در میان واکنشهایی از تجربههای پیشین که بر واکنشهای اکنون پافشاری می کنند، برخی از آنها، هر ملت را به سمت پیشرفت و خوببودن هل می دهند، درحالیکه، سایرین ، از سوی دیگر ، مخرب تر هستند و رنج به بار میآورد، به طوری که در یک نظریهی روان کاوانه ناممکن است که به شکلی سادهشده و سطحی، بگوییم در یک ملت گرایشها و تکانه هایی پیشبرنده و حیاتی وجود دارد و چیزهای دیگری که واپسرونده، خود- تخریبگر یا کشنده هستند » ( ،1978 صفحه ی .)47 در ادامهی همین موضوع، در جایی دیگر میگوید: « … [اینها] مبتنی بر درنظرگرفتن رفتارهای پاتولوژیک هستند، آنگونه که این رفتارها همچون توالی و ادامهی فرمانبرداری این رفتارها و ادامهی خشمهایی است که متوجه ابژههای آزاردهندهی درونیشدهای است که اساسا با زایایی در تقابل هستند .» با مفهومپردازی سوپرایگو بهصورت مجموعهای از ابژههای آزاردهنده که علیه زایایی سوژه عمل میکنند و با محوریتدادن به تعارض ادیپ و افزونبر آن، غریزهی مرگ بهعنوان امری که درنتیجهی درونیسازی تجربههای تخریبگر برای فرد به وجود میآید، سوپرایگو بخش اساسی غریزهی مرگ است. بنابراین نزد گارما، مازوخیسم عنصر بنیادین در نوروژنسیس است.

. 4-1 آرنالدو راسکوفسکی

آرنالدو راسکوفسکی ب ا قراردادن منشأ تمام رفتار مرض شناختیروانی درون حوزهی گرایشهای والدین سوژه برای فرزندکشی، این درک و دریافت را بیشتر بسط داد. درنتیجه، دریافت او از مرضشناسیروانی او منطقا برآمده از مفهوم فرزندکشی است، به عنوان مفهومی که « ( … ) تمام کنشهای پدرمادری که یکپارچگی روانتنی کودک درون آیتمهای مختلفی که ما با نامگذاریهای زیر می شناسیم را مختل میکند: قتل، خودزنی، رسوایی، بدرفتاری، نادیده گرفتن و رهاکردن» ( ،1974 صفحهی .)316 یک چنین کنش فرزندکشی در رابطهی ایگو و سوپر-ایگو ادامه مییابد. گرایشهای پدرمادرکشی نسبت به گرایشهای

63

Made with FlippingBook Publishing Software