IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

" تحمیل " کرده است. من این نوع به خصوص از واکنش انتقال متقابل را " همانندسازی- متقابل فرافکنانه " مینامم " (ص 172 ، تأکید مؤکد). در مقایسه با انتقال متقابل مکمل رکر که در آن واکنش عاطفی روانکاو بر پایه اضطراب ها و تعارضات و همانندسازی با ابژه های درونی خودش همان طور که در بیمار نیز هست، می باشد، گرینبرگ واکنش روانکاو را نسبتا مستقل از تعارضات خودش می داند. مزیت رویکرد گرینبرگ تأکید بر این است که اساساً، ناخودآگاه روانکاو درگیر نمی شود، و به تبع آن درون نگری روانکاو برای دست یابی فوری به ریشه این همانندسازی- متقابل فرافکنانه کافی نیست. گرینبرگ به چیزی اشاره کرده بود که سال ها بعد به عنوان مشخصه تقلیلناپذیر " کنشزدگیهای کوچک بر روی احساسات " ( micro-acting-outs ) در انتقال متقابل شناخته شد، این وضعیت وقفه واسط از سوی روانکاو است که هنگام جستجو برای بینش یافتن بر بخش های کهنه روان بیمار ایجاد می شود. اگر میبایست روانکاو تمامی شالوده ابژه انتقال را بشناسد، رخداد این وقفه غیر قابل اجتناب است. نقش گرینبرگ ( 1956 ) در مشخص کردن این نکته بود که قصد ناخودآگاه بیمار از طریق همانندسازی فرافکنانه اثراتی در روان روانکاو تولید می کند، و دیگر به عنوان فانتزی درون فاعلی (کلاین، 1946 ) در نظر گرفته نمی شود، بلکه فرایند تعاملی بین دو ذهن است. سه سال بعد بیون( 1959 ) این جنبه ارتباطی همانندسازی فرافکنانه را صراحتا مورد تأکید قرار داد. با تکامل تدریجی تفکرات گرینبرگ درباره همانندسازی- متقابل فرافکنانه، او ابزار فراروانشناختی جدیدی را برای بازسازی مفهوم انتقال متقابل روانکاو شناسایی کرد. مفهوم همانندسازی- متقابل فرافکنانه او بر این تأکید دارد که جنبه ارتباطی همانندسازی فرافکنانه، به عنوان پیام مبهم غیر قابل توصیف بوده و تنها می تواند از طریق به نمایش درآوردن انتقال - انتقال متقابل که از سوی بیمار راه اندازی می شود، بیان شود. در موقعیت بالینی، سالها بعد مشخص شد که این نمایش انتقال- انتقال متقابل، شنیدن سطوح کهن روان بیمار از طریق میانبر بازاجرای

112

Made with FlippingBook Publishing Software