بازگشت به فهرست محتوا
متقابل می تواند در اینکه آن ها بخشی از " زندگی روانی " شوند تسهیل گر باشد. از زوایای مختلف، گرین ( ،)2000 الاگنیر ( 2015 )، دمیهولا-ملور ( 2016/2015 ) و سایرین بر میزان سازی دقیق روانکاو با جریان بیناروانی و/یا بینافاعلانه رابطه ناخودآگاه تأکید می کنند چرا که پیش نیازی حیاتی برای " باهم- باز- سازی " تحلیل و بازسازی تاریخی ترومای اولیه بیمار، و بازیابی ظرفیت نمادین برای دریافت هرگونه تفسیر معنادار است. در امریکا و سراسر جهان، روانکاوان دارای سابقه تحقیق روی نوزادان، نظریه نظام ها و روانشناسی-خود، بر دیدگاه دو- نفره، بینا- نظامی ( inter-systemic ) تأکید کرده اند. تحقیقات معاصر روی تنظیم عاطفه دوجانبه و القای عاطفه نوزاد (ترونیک 2002 ) ممکن است به طور خاص با تمرکز بالینی بر انتقال دادن پیام بیناروانی مرتبط باشد. بسیاری از نویسندگان (نهوم، 2013 ) بر خلق مشترک قواعد ضمنی فرایند روانکاوی، که در کار با بزرگسالان به کار گرفته اند، تأکید دارند. با این وجود، آن ها مفاهیم انتقال و انتقال متقابل را کم اهمیت دانسته، در عوض بر جلسات تسهیل کننده بین بیمار و روانکاو تکیه میکنند. در حالیکه اخیراً، در بسیاری از مکاتب فکری معاصر، استفاده صریح از مفهوم، نام بردن آشکار از " انتقال متقابل " ، ممکن است کمتر دیده شود، اما به این معنا نیست که به سهم بخش شخصی روانکاو اهمیت داده نمی شود، بلکه کاملا برعکس: درهم تنیدگی بیمار و روانکاو یکی از رویکردهای اصلی در روانکاوی امروز است. اگر کسی تبارشناسی تاریخی طولانی مدت انجام دهد، بی شک در بین مؤلفه های ضروری روش روانکاوی انتقال متقابل وزنه به ویژه سنگینی است. گابارد ( 1995 )، معتقد است علاوه بر اینکه انتقال متقابل رشد و دانش را تقویت می کند، در میان روانکاوان مکاتب مختلف، به نقطه نظری مشترک تکوین یافته است. او رد این موضوع را تا تحول دو مفهوم کلیدی مانند همانندسازی فرافکنانه و عمل کردن بر انتقال متقابل دنبال می کند (بخش های اختصاصی همانندسازی فرافکنانه و بازاجرایی را ببینید). در این بخش تاریخ شکل گیری طولانی درنظر گرفتن واکنش های هیجانی
125
Made with FlippingBook Publishing Software