IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

انگیز " )، جورج کلاین(مفهوم رادیکال " تئورکتومی " )، کوهات و گیل، دونفری که " در ابتدا در فراروانشناسی کلاسیک قدم گذاشتند، و اما سرانجام هردو تغییراتی رادیکال به نظریه سنتی وارد آوردند " . یکی از اولین مقالات او(استولوروف، 1978 )، روشنگری در باب تحول استولوروف به س مت بازبافت سازی نزدیک به تجربه ی(فروید) از فراروانشناسی بود؛ در این نوشته او می گوید که پیشنهادات ساختاری فروید در عین حال بینش های بالینی او را هم مهار و هم مبهم کرده و وارد وادی تجربه ی فاعلانه ی تعارض می کند؛ پیشنهاد او این است که اید، ایگو و سوپرایگو بعنوان نمود نمادین ساختاری سه ضلعی از جهان تجربه فاعلانه در وضعیت های تعارضات عاطفی، بهتر فهمیده می شوند(ص 314 ). این موضوع در مجموعه نوشته هایی از او پیگیری می شود، نوشته های استولوروف بطور مکرر تأکید دارند که نظریه ی بینافاعلیت بدنبال جایگزینی نظریه ی فروید نیست، و در نتیجه میگوید: " این نظریه نسبت به نظریه ی فروید و دیگر نظریه های روانکاوی در سطح متفاوتی از انتزاع و عمومیت قرار دارد، سطحی که در آن محتوای روانشناختی خاصی بازگو نمی شود ... این یک نظریه ی فرآیند است ... همچنین این نظریه چهارچوب کاری برای یکپارچه سازی نظریه های روانکاوی متفاوت آنهم بوسیله بافتارسازی را محقق میسازد " (استولوروف، 1998 ؛ ص 424 ). یک مثال از چنین بافتارسازی می تواند شامل تفکر بینافاعلانه از تعارض باشد: زمانیکه تعارض از آموزه اولیه ی رانه ی غریزی مجزا می شود، تعارض مشخص به یک سوال تجربی مبدل شده که بطور روانکاوانه مورد کاوش قرار می گیرد. تمرکز ... تغییرجهت یافته از فرازونشیب های فرضشده ی رانه به بافتارهای بینافاعلانهای است که به حالات تعارض متبلور می شوند " (استولوروف . 1994 ، ص 224 ). استولوروف( 1998 ) همچنین تأکید دارد که نقطه نظر بینافاعلانه، تمرکز سنتی روانکاوی بر درون روان را نادیده نگرفته بلکه آن را بافتارسازی میکند. از نظر او، مشکل با نظریه ی کلاسیک به علت تمرکز آن بر درون روان نبوده، بلکه بخاطر ناتوانی اش در بازشناخت این موضوع است که دنیای درون روانی خود یک بافت وابسته است. این جنبه از تفکر بینافاعلانه ی استولوروف بطورخاص وابسته به مکتب ارتباطی می شود(به پایین رجوع شود). در حالیکه بطورکلی، می توان مفاهیم بالینی از جمله انتقال متقابل، اجرا( Enactment )، همانندسازی فرافکنانه و مهار(رجوع کنید به مدخل مجزای بازاجرای ناخودآگاه، انتقال متقابل، مهار و همانندسازی فرافکنانه) و گوش فرادادن بالینی غیرمتمرکز و مرتبط، رویاپردازی( Reverie ) را می توان عوامل پیشروی به سمت بینافاعلیت، و برجستگی اهمیت بالینی بینافاعلیت تلقی کرد؛ این موضوع هنگامی روشنتر می شود که در فضای تضاد میان رویکرد یکنفره با رویکرد دونفره در روند روانکاوانه دیده می شود؛ آنگونه که طرفداران بینافاعلیت در ایالات متحده مد نظر دارند:

150

Made with FlippingBook Publishing Software