IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

در رویکرد یکنفره ، ناخودآگاه(تحلیل شونده) بعنوان هدف فرآیند دیده میشود: " ناخودآگاه را خودآگاه کردن " آنهم در پارادایم نظریه ی مکان نگارانه وجود دارد، و/ یا " جاییکه اید است، ایگو باید باشد " ، که در پارادایم نظریهی ساختاری وجود دارد. در اینجا، تحلیل گر در جایگاه اقتدار قرار دارد که دانش پارامترهای اولیه ی ناخودآگاه را داشته و قابلیت احاطه بر تمامی فرآیندهای روانشناختی افراد را داراست. تفسیر ظریف از این رویکرد، که درون زمینه ی تعاملی معاصر از فرآیند روانکاوی از نو ریخته شد، توسط تعدادی از روانشناسان ایگوی معاصر مورد تبیین قرار گرفت(به پایین رجوع شود). در رویکرد دونفره، جایگاه تحلیلگر " جایگاه اقتدار کسی که میداند " نیست، چرا که اولویت رانه ها و فانتزیهای عمیق ناخودآگاه مورد پرسش قرار می گیرد. تحلیل گر آن شخصی نیست که محتوا و کار ذهن ناخودآگاه بیمار را می شناسد. حداکثر اینکه، تحلیل گر با بیمار ذهنی را به اشتراک می گذارد که جنبه های ناخودآگاهی دارد، اما هردونفر در عمل مغلوب ماهیت ناشناخته ی آن می شوند. مساواتطلب ترین تحلیل گران، حاضر است مشخصههایی را که بیمار به او نسبت می دهد، نه فقط بعنوان انتقال بلکه بعنوان نقطه نظرهای قابل توجه بیمار تلقی کند. تحلیل گر تصدیق می کند که توسط بیمار تأثیر پذیرفته و بیمار متقابلا تحت تأثیر اوست و حتی ممکن است به جای درک صحیحی از او تسلیم القائات او شود. تحلیلگر حوزه ی بینافاعلیت به جهت آنکه از فاعلیت خود و وابستگی پیچیده ی خویش به آن آگاهی داشته، باور دارد که تجارب بیمار را توسط فرمولبندی های فراروانشناختی از پیش تعیین شده نمی توان تبیین کرد. همچنانکه اوون رنیک( 1993 ) اشاره می کند: تحلیل گر با فاعلیت غیرقابل انکار خودش در کار تحلیل سروکار دارد. در نگاه رنیک، همیشه تحلیل گر از چشم انداز باورهای زاده شده از تجربیات خود و نه بیمارش تعبیر می کند. پدیدارشدن دو فاعلیت، یکی از جانب بیمار و یکی از جانب تحلیل گر، تبدیل به یک تعریف کاربردی از بینافاعلیت میشود. تأثیرگذاری، تعامل و پدیدارشدن چیزی که ملغمه ای از هردوی آنان است، اوج چنین رویکردی است. همچنین، تمرکز بر بینافاعلیت نیازمند تصدیق تحلیل گر شرکت کننده در " میدان " فاعلیت های دو شخص است. بدنبال گردش رابطه ی بینافاعلانه، می توان تظاهرات متفاوتی را از آن شاهد بود. ایده ی هم آمیختگی دو ذهن ناخودآگاه، برای تحلیل گران متمایل به رویکرد سنتی جذاب تر به نظر می رسد. از سوی دیگر، در هر نسخه از روانکاوی که تفکر تعامل – ارتباط در بافت دونفره موجود باشد، استفاده از رویکرد بینافاعلانه، درحالیکه از پشتوانه تاریخی برخوردار نیست، بر پدیدارشناسی پویای بالینی تمرکز دارد و در نتیجه تأکید بر اهمیت تجربه ی اینجا و اکنون ارتباط میان تحلیل گر و بیمار با احتیاط قابل ملاحظه درباره فراروانشناسی ناخودآگاه همه توان و همهجا دارد .

151

Made with FlippingBook Publishing Software