بازگشت به فهرست محتوا
بتدریج ابعاد بینافاعلانه و ارتباطی در شرایط و فرآیند روانکاوی بسیاری از روانکاوان فرویدی و کلاینی(بطور مثال تئودور یاکوبس، نانسی چادورو، استیو المن، جیمز گراتستاین، لورنس بروان و بسیاری دیگر از روانکاوان) وارد شد، امری که به شکل گیری مفهومبندی ها و جهتگیری های ترکیبی، که به برخی از آنان در پایین اشاره شده، کمک کرد.
3-1-۲ . بافتار تاریخی اجتماعی در تفکر بینافاعلیت کانادایی- فرانسوی
روانکاوی فرانسه زبان شامل تحلیل گران فرانسه زبان آمریکای شمالی(کِبِک) می شود. از یکسو، با توجه به ارتباط نزدیک میان روانکاوی فرانسوی آمریکای شمالی و روانکاوی فرانسوی، و از سوی دیگر روانکاوی انگلیسی زبان – چه بریتانیایی و چه آمریکایی – پذیرش بینافاعلیت در روانکاوی فرانسوی آمریکای شمالی توسط پذیرش کلی تر روانکاوی عمومی تحلیل گران فرانسه زبان آمریکای شمالی تعدیل می شود. آن گروه که بطور معناداری توسط جهتگیری های روانکاوی آمریکایی و انگلیسی- آمریکایی تأثیر پذیرفته اند نسبت به پارادایم ارتباط- بینافاعلیت پذیراتر هستند. در مقابل، آن دسته از تحلیل گرانی که در موقعیت نزدیکتر به فرهنگ روانکاوی فرانسه قرار دارند توسط ادبیات روانکاوانه ی فرانسوی برانگیخته می شوند. بعلاوه آنکه، قرار گرفتن در معرض هریک از این سه سنت روانکاوی منجر به سنتز اصیلی در باب موضوع بینافاعلیت می شود. در میان مثال های برآمده از چنین سنتزهایی، می توان به مفهوم بروست( 2006 ) از مکان نگاری سوم/ الگوی سوم، و نوشته های مقایسه ای سنتزی از لویس کریشنر 2005( ) و هلن تسیر 2014 ،2005( الف،ب) اشاره کرد. اجزای الگوی فراروانشناختی " سوم " اشاره به عمق وابستگی درونی رانه و روابط ابژه دارد. از میان نویسندگانی که فعالیت آنان در این حوزه بطورخاص تأثیرگذار در آمریکای شمالی بوده می توان به افراد زیر اشاره کرد: لکان، آولاگنیر، وینی کوت، گرین، لاپلانش، رید، و اخیرا لئووالد(رجوع کنید به مدخل مجزا برای نظریه ی روابط ابژه). در نظریه پردازی آنان، رانه ها اساسا توسط تعامل(بینافاعلیت) ساخته شدهاند. به ویژگی های تفکر بینافاعلانه ی فرانسوی تحت عنوان بینافاعلیت در روانکاوی فرانسوی در پایین اشاره خواهد شد.
۲-۲ . ورود بینافاعلیت و تغییر در ساختار ارتیاط در اروپا
152
Made with FlippingBook Publishing Software