بازگشت به فهرست محتوا
از ایگو ( le moi ) که فاعلانه باشد، چیزی بیش از یک خود، که شکل دهنده دفاع در روانکاوی ایگواست. در این بستر، هر آنچه ایگو به آن گوش می دهد از ناخودآگاه نشإت می گیرد. در اینجا ایده ی دایره ی خالی از تعارض حضور ندارد. Moi نیز از ابژه های ناخودآگاه و ابژه های جزء تشکیل شده است. 6 . موضع تحلیلگر متضمن توجه دقیق به واکنش بیمار به فاصله است. این آگاهی در روانکاو وجود دارد که ابژه به شکلی ناخودآگاه با سوژه متصل است. این عدم تقارن اکیدا حفظ می شود. 7 . درک ارتباط نزدیک میان رانه و ابژه، که به موجب آن ابژه به عنوان آشکارگر رانه تلقی می گردد(گرین 2002 ). درون درهم پیچیدگی ارتباط ابژه و رانه، روانکاو بازیابی اروس (زندگی، عشق)- و جنسیت را به عنوان کارکرد آن- وارد میکند. 1-۲-3 . وابسته به بینافاعلیت " مکان نگاری سوم " / " مدل سوم " زبان فرانسه (بروست 2006 ،2005 ) عبارت La Troisième Topique / مکان نگاری سوم را، که به عنوان مدل سوم نیز شناخته می شود(رجوع کنید به مدخل مجزای نظریهی روابط ابژه)، اتخاذ کرد و با نگاه به گذشته، کار تعدادی از مولفان پسا- فرویدی را تحت یک سرفصل فراروانشناسانه جمع کرد. تألیفاتی که رابطه با مساله ی مراقب اولیه ی را به عنوان پیش شرط دستیابی به ابزار روانی می دانند. ابزاری که قادر به عمل بر طبق هر یک از دو مدل فرویدی از دستگاه روانی است. مدل اول (فروید 1900 ) حالت مکان نگاری از تقسیم بندی به خودآگاه، ناخودآگاه و نیمه خودآگاه بود، که هریک قواعد جداگانه ای برای عمل دارند. مورد دوم(فروید ،1923 1926 )، مدل ساختاری بود، که دستگاه روانی را به اید، ایگو و سوپرایگو تقسیم می کند. روانکاوان فرانسوی آمریکای شمالی که دو نویسنده ی انگلیسی زبان هم در میان آنهاست- وینی کوت و لئووالد- جزء این گروه هستند. نظریه ی مکان نگاری سوم/ مدل سوم ادعا می کند که در رشد انسان، ذهن دو نفره در مقایسه با خودمختاری روانی یک نفره رانه، دفاع و فانتزی درون روانی که توسط فروید توصیف شد، مقدم است. درحالیکه مدل های اول و دوم برای به تصویر کشیدن بیماری عصبی به عنوان ذهنی که با خود در جنگ است به کار می رود، مدل سوم وضعیتی را در تاریخچه ی پیشین فرد توصیف می کند که در آن ذهن همیشه قادر به کارکرد درون دایره ی نمایشهای خود و قضاوت آنها بر این اساس نیست. برای شروع، این امر به nebenmensch (فرد دیگر)(فروید 1895 )، دیگری نزدیک بستگی دارد، برای اطمینان از اینکه روان با تهییج های درونی و بیرونی غوطه ور نشود. تعدیل تحریکها توسط فرد مراقب، عمل مانع سازی محرک را انجام داده و به کودک این امکان را می دهد تا در نهایت تکانههای تهاجمی و لیبیدویی را به عنوان بخش های غیرتروماتیک خود تشخیص دهد. بنابراین مدل سوم زمانی را در زندگی
175
Made with FlippingBook Publishing Software