IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

ناخودآگاه و نیز از روشی که فانتزی های ناخودآگاه خود را ابراز می کنند، خود را از تفکر درباره عدم- بیگانگی محروم کرده اند. از نظر لاپلانش، این مکاتب در نتیجه این کار، فرصت توصیف عمل رهایی بخش روانکاوی را از دست داده اند(لاپلانش، .)1999

۲-۲-۲-3 . گرین و روسیلان: پذیرش کیفی بینافاعلیت درون دیالکتیک درون روانی/بینافاعلیت گرچه بر این اساس، جهت گیری بینافاعلانه ی ایالات متحده به شکلی شایسته در روانکاوی فرانسه مورد پذیرش قرار گرفت، نظریه ی روابط ابژه بریتانیا و مکتب میانه ی بریتانیا تأثیر چشمگیری در محافل روانکاوانهی فرانسوی داشتند و منجر به یکپارچگی مفهوم بینافاعلیت از روشی شد که معمولا آن را دیالکتیک میان درون روانی و بینافاعلیت (گرین )2002 – یا درون روانی و بینافردی (روزیلان 2004 ) می نامند. آندره گرین 2002( ) معمولا به بینافاعلیت این چنین اطلاق نمی کند و از آن با عنوان " بینافاعلانه " یاد می کند (تبدیل یک صفت به اسم از طریق استفاده از یک حرف تعریف، به مفهوم اساس می دهد و آن را انتزاعیتر و فلسفی تر می کند. این روشی متداول در روانکاوی فرانسوی است، مانند: جنسی ، کودکی، اکنون، منفی، رانه). برخلاف لاپلانش و دیگر افراد که طرفدار مکان نگاری (اول) فروید بوده اند، گرین در تعداد زیادی از نوشته هایش اشاره کرده که نظریه ی ساختاری/مکان نگاری سوم در کار با بیماران غیر- روان نژند مفیدتر است. گرین استدلال می کند که نوعی پویایی میان درون روانی و بینافاعلیت از قبل و از طریق اشاره به ابژه در نظریهی فروید وجود داشته است. او با منتقدان الگوی رابطه مندی آمریکایی در روانکاوی همصدا شده و بر این واقعیت پافشاری می کند که این الگو، روانکاوی را صرفا به تقابل رابطه ها تقلیل می دهد، و بنابراین آن را به یک درمان رفتارشناختی تبدیل می کند که حالت علم تجربی را داشته و آن را بر مبنای نتایج مورد مناقشه بدست آورده است. اما گرین، هم زمان با تکیه بر کار وینی کوت و بیون، بر ضرورت توجه به بینافاعلیت در روانکاوی از طریق " دیالکتیک گشایشی " ، که مبتنی بر رابطه میان رانه و ابژه است، تأکید می کند. این دیالکتیک مبنای مناسبی برای واکاوی رانه ها به عنوان قسمت پنهانی زندگی روانی تضمین میکند. گرین در مقاله اش با عنوان " درونروانی- بینافاعلیت " در سال 2000 می نویسد: بینافاعلانه بودن، در ادغام جهان های درونی دو پارتنر که متعلق به جفت تحلیلی اند شکل می گیرد(گرین 2002 ص 2 ). بنابراین دو میدان تعریف می شود: یک میدان مربوط به درون روانی در درون، که ناشی از روابط میان بخش های تشکیل دهندهی آن

183

Made with FlippingBook Publishing Software