بازگشت به فهرست محتوا
سیلویا بلیشمار 2006 ,2005 ,2002 ,2000 ,1993 ,1985( الف و ب، 2009 ،2008 ،2007 الف و ب و ج) اخلاقیات و رابطه میان بیولوژی و اجتماع را به عنوان موضوعات پژوهشی مرتبط در نظر می گیرد. بلیشمار اشاره می کند که تولید فاعلیت نه یک مفهوم روانکاوانه بلکه جامعه شناختی است. این مساله به راه هایی بستگی دارند که جوامع بر اساس آنها حالت های ساخت سوژه ها را تعیین می کند، سوژه هایی که می توانند درون سیستم هایی که به آنها مکانی اعطا می شود، ادغام گردند. بر طبق نامگذاری کاستوریادیس- اولاگنیر( 1975 ) این امر میتواند " تشکیلی " یا " ایجادی " باشد. به این معنی که ایجاد فاعلیت به مجموعه ای از عناصر مربوط می شود که یک سوژه ی تاریخی که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد را تولید می کنند. هنوز یک روان وجود دارد که توسط دفاعها و سرکوب ها بیان می شود. روانکاوی نمی تواند مفاهیم دفاع و سرکوب را نادیده بگیرد. این چیزی فراتر از تولید فاعلیت تاریخی بوده و با روش هایی سروکار دارد که سوژه ها از طریق آنها ساخته می شوند(بلیشمار . )2003 ترنشیو گایو 1996( ) بر نظریه ی غرایز و همبستگی های آن با رفتارشناسی تمرکز کرد. او حضور غریزه ی مرگ در موجودات زنده را موکدا رد می کند. او نتایج بالینی خود را روی نظریه های بالبی و پیترفروند بنا کرده و استدلال می کند که این ترس است که تنفر و پرخاشگری را تولید می کند و نه برعکس. هوگو بلیشمار 2000 ,1997( )، نویسنده ی آرژانتینی ساکن مادرید، رهیافت تبدیلی چندبخشی را در دهه 1990 ارائه کرد. این رهیافت مدلی چندبخشی- تبدیلی از عملکرد روانی است که مبتنی بر همزیستی سیستم های انگیزشی متنوع از قبیل خودشیفتگی، صیانت از خود/دیگری، وابستگی، و سیستم های جنسیتی/ شهوانی می باشد. این نویسنده ادعا می کند که ناخودآگاه ساختاری پیچیده است، با بخش هایی که تحت سلطه ی قواعد عملکردی متفاوت بوده و منشاء و محتوای متفاوتی دارند و پیام های آن دارای درجات متعددی از قابلیت بازنمایی و شدت و قوت در نیروگذاری روانی است(بلیشمار 1997 ص . )14 بلیشمار دیگر تصور نمی کند که ناخودآگاه به شکلی همگن عمل می کند. در عوض، بخش ها یا سیستم های متفاوت، که توسط پیام ثانوی، پیام اولیه یا فاقد- پیام تولید شده اند، مسئول حالات متفاوت عمل هستند. طبق نظر این نویسند، پنج نوع ناخودآگاه وجود دارد: یکی که تعاملات را تولید می کند، یکی که شناخت هویت را تولید میکند، یکی که سرکوب (واپس رانی) در آن غالب است، یکی که سایر حالات عمل در آن حکم فرماست و ناخودآگاه غیرفعال شده. بلیشمار ادعا می کند که مدل چندبخشی متضاد اصل همگنی در نظریه ی روانکاوی است. او دو مفهوم در کار فروید را توصیف می کند: مفاهیم چندبخشی و همگنی، که به شکلی متناوب غالب می شوند. اصل همگنی در مفهوم
196
Made with FlippingBook Publishing Software