بازگشت به فهرست محتوا
کارهای ملانی کلاین منجر به توسعه ی مفهوم انتقال در سه جهت شد: کلاین متوجه شد که انتقال به تحلیلگر از طریق همان فرآیندهایی که بار اول روابط ابژه را در سالهای اولیه تعیین کرده است، شکل می گیرد؛ دوما او به اهمیت فانتزی ناخودآگاه تأکید می کند؛ و در آخر، او تکنیکی را مطرح می کند که در آن مؤلفههای ناخودآگاه انتقال بر اساس تمامی داده های ارائه شده، که آن را " موقعیت کامل " می نامد، استنباط می شوند . کلاین روابط ابژه را به عنوان سرمنشأ انتقال فرض می کند. فروید انتقال را ارجاع مستقیم به تحلیلگر در جلسه ی تحلیل و بازاجرا/ اجرای ناخودآگاه گذشته( Re-enactment ) می دانست. برای کلاین، روابط ابژه اولیه منشأ انتقال هستند و او زندگی روانی را به عنوان تغییری همیشگی و تغییر شکل ایماگو های درونی می دید. کلاین به واسطه ی کار با کودکان خردسال، به این درک رسیده بود که داده هایی که در بازی درمانی ها به معرض نمایش گذاشته می شوند، احیای گذشته ی دور نیستند، بلکه مربوط به اکنون بوده و به نظر می رسد که حوادث آسیبزای زنده هستند. کلاین بازی کودکان را جدی می گرفت: این راه آنها برای ارتباط با خودشان، ترسها و اضطراب هایشان، همچنان که راه ارتباط آنها با جنبه های اشتیاقشان است. کودک تلاش می کند تا به تجربیات و فانتزی های خود از طریق رابطه ی اجرا شده با تحلیلگر در جلسه ی بازی تسلط پیدا کند. به همین طریق، انتقال در تحلیل بزرگسالان، تبدیل به بازاجرای تجربیات فانتزی فعلی می شود؛ تجربیات ساخته شده از فانتزی های خودآگاه و ناخودآگاه، ابژه های درونی و برهم کنش هیجانات معطوف به آنها، و دفاع های محافظت کننده از آنها. ابژه همیشه و از همان ابتدا در بطن زندگی هیجانی جای دارد، آنچنان که در موقعیت انتقالی نیز هست، و مکانیسم های دفاعی از آغاز به شکلی غیرقابل تغییر به روابط ابژه متصلند. جستجوی ابژه از نظر کلاین بنیادین و پیش نیازی ضروری برای زندگی روانی تلقی میشد ، درحالیکه برای فروید، ارضاء سائق ها به جستجوی ابژه وابسته نبود. این تفاوت ها موجب انحراف محسوسی در دیدگاههای آنها در مورد انتقال شد: درحالیکه، در دیدگاه فروید، انتقال عمدتا بر مبنای تخلیه خواهی سائق هاست و بر اساس بازسازی گذشته شکل میگیرد، در دیدگاه کلاین، تحول انتقال در مرکز توجه است. " [] تغییراتی اساسی(در تحلیل) از تحلیل مداوم انتقال حاصل خواهد شد؛ آنها وابسته به بازنگری های عمیق روابط ابژه ی اولیه هستند و در زندگی فعلی بیمار منعکس می شوند و نگرش راجع به تحلیلگر را تغییر میدهند " (کلاین، 1952 ، ص 438 ). کلاین نظر مساعدی نسبت به تعابیر " اینجا و اکنون " که ممکن است با گذشته ی بیمار قطع ارتباط کند، نداشت بلکه میدانست بیمار دنیای درونی شکل گرفته توسط تجربیات گذشته اش را به سوی تحلیلگر فرافکنی می کند و ساختار این دنیای درونی از طریق فرآیند باز تجربه ی انتقالی متحول و دگرگون میشود.
444
Made with FlippingBook Publishing Software