IPA Inter-Regional Encyclopedic Dictionary Farsi (Persian)

بازگشت به فهرست محتوا

کشف مکانیسم های دو نیم سازی در 1920 روانکاوان را قادر ساخت تا انتقال را در تجربه ی بیماران روان پریش مفهوم بندی کنند: تقسیم به ابژه ی خوب و ابژه ی بد که بر اوایل کودکی حاکم است، مستقیما دلالت بر درک انتقال به عنوان پیوند احساسات مثبت و منفی عشق و نفرت دارد. تعامل جنبه های مختلف ابژه ها که این احساسات متکی بر آنها هستند مدار خطرناکی از خشم و اضطراب و احساس گناه را برمی انگیزد، که باید بارها و بارها در انتقال پرداخت شود: " در واقع افراد بسیار کمی در زندگی نوزاد هستند، اما او آنها را بی نهایت ابژه ادراک می کند زیرا آنها را از جنبه های مختلفی میبیند " (کلاین، 1952 ، ص 436 ). کلاین مؤکدا اعلام می کرد که تحلیل انتقال منفی پیش شرط دسترسی یافتن به لایه های عمیقتر ذهن است، اگرچه انتقال مثبت و منفی همیشه در هم آمیختهاند. کلاین بر مفهوم فانتزی ناخودآگاه در اینجا و اکنون جلسه تأکید دارد. طبق نظر کلاین، رخدادهای " واقع " همیشه باید در تعامل با فانتزی های ناخودآگاه زندگی بیمار، در نظر گرفته شوند. تعریف کلاین (و سوزان ایزاک) از فانتزی ناخودآگاه هسته ی اصلی بحث های مناقشه انگیز در اوایل دههی 1940 بود و بر اساس نظرات الیزابت بوت- اسپیلوس و ران بریتون، استفاده از همان کلمات برای مفاهیمی متفاوت در تشدید بحث نقش داشت. بر اساس دیدگاه کلاینی، فانتزی ناخودآگاه دربردارنده ی اشکال بسیار اولیه ی تفکر دوره ی کودکی است- این محرک اصلی ذهن ناخودآگاه و بازنمایی روانی سائق هاست، اما همچنین شامل سایر اشکال تفکر که از طریق گسترش فانتزی های اولیه اند و بعدتر پدید می آیند نیز هست. انتقال در این دیدگاه به معنی تجربه ی ناخودآگاه در اینجا و اکنون است، با این حال از مکانیسم های کودکانه ای که کودک قبلتر تعارضاتش را با آنها مدیریت کرده، نقشه برداری می کند. فانتزی های ناخودآگاه تجربه ی واقعیت را تحت تأثیر قرار می دهد و برعکس. ملانی کلاین طرفدار ارائهی تعبیر در راستای فانتزی ناخودآگاه بود، به جای اینکه به تکانه در مقابل دفاع تعبیر بدهد. در نتیجه، او پیوسته در محدوده ی انتقال تعبیر میداد به جای اینکه خود انتقال را تعبیر کند. " میتوان به بیمار نشان داد که او چگونه رابطه ای را که برانگیزاننده ی اضطراب و گناه است شروع می کند، و چگونه در فانتزی آن را دگرگون می سازد تا از آن اجتناب کند " (سگال، . )1979 بدین ترتیب کلاین بر اضطراب های بیمار و روابط ابژه اش در گذشته و حال تمرکز می کرد، همچنان که بر روی تجربیاتی که در این بین رخ می دهند نیز توجه داشت. او این حالت را وضعیت کلی می نامید که شامل تمامی جنبه های تجربیات و فانتزی های بیمار در گذشته و حال است، که در جلسه ی تحلیلش گزارش میشود: " به عنوان مثال، گزارش های بیماران از زندگی روزمره شان، روابط و فعالیت هایی که نه تنها عملکرد ایگو را مشخص

445

Made with FlippingBook Publishing Software