بازگشت به فهرست محتوا
آشکار نیست اما، در عوض ریشه در آسیب شناسی روانی بیمار دارد و انتقال متقابل درمانگر را درگیر میکند. ا چگو ین اصطلاح " بن بست " ( Impass ) را برای این پدیده به کار میگیرد، که عبارت است از مجموعه راهکارهایی که توسط بیمار برای حمله به پیشرفت درمان و مختل کردن آن استفاده می شود. استراتژیهای بیمار می تواند شامل: به کنش درآوردن، واکنش منفی درمانی و چشمانداز برگشت پذیر ( Reversible Perspective ) باشد . آخری عبارت است از شیوه تفکری خاص که هدفش اجتناب از درد و رنج روانی به هر قیمتی است: سوژه با مهارت چیزهایی را نسبت به حالتی که بودند " باز آرایی میکند " ( و چینش مجدد میدهد )، تا آنها را با افکارش وفق دهد. این گونه است که تعامل ایستا و راکد می شود. در اینجا اچگو ین بر مفهوم بیونی دو نیم سازی ایستا متکی است. اگر چه به ظاهر بیمار ممکن است موافق با تحلیلگر باشد، ا و در واقع کاملا به فرضیات خود چسبیده است، که با این حال در مورد آنها صحبت نمیکند، یا در واقع حتی از آن آگاه نیست، زیرا آنها ناخودآگاه هستند. بدین ترتیب، بیمار تعابیر تحلیلگر را تعبیر مجدد می کند در نتیجه آنها با مفروضات شخصی وی ادغام میشوند. باید تأ کید شود که تحلیلگر معمولا تنها وقتی از این مسئله آگاه می شود که فرایند درمان به بن بست کامل رسیده است. طبق نظر اچگوین دیدگاه برگشتپذیر، که قرارداد تحلیلی را زیر سؤال میبرد، معمولا از همان ابتدا آغاز می شود. همانگونه که بیو ن خاطرنشان میسازد، در اغلب موارد جدی، این حالت پدیده ای شبیه توهم و هذیان به وجود میآورد. پدیده های ادراکی و وابسته به حافظه مانند تعابیر هذیانی معمولا هنگامی رخ می دهند که کار تحلیل تهدیدی برای ساختار بیمار ایجاد می کند. با اینحال، نباید هرگز فراموش کرد که این بیماران به تحلیل آمده اند زیرا آرزوی درمان شدن را داشتهاند.
.۷-0-3 ماریسیو آبادی آبادی ( )1982 در اثرش با عنوان " انتقال " میگوید: " اگر پیش از فروید، روانشناسی علمی بود که در بعد زمان توسعه مییافت، ما نند موسیقی، با فروید روانشناسی تبدیل به قانونی شد که همچون نقاشی رشد و گسترش یافت؛ در ابعاد فضای مجازی " .
479
Made with FlippingBook Publishing Software