بازگشت به فهرست
سازد و این موضوع را به او بفهماند که راه خروج از هر بنبست سیمپتوماتیکی که درخواست آنالیزانت برای تحلیل را برانگیخته است، قرار است در همان جا پیدا شود. این موضوع از سنخ همان چیزی است که هانس لووالد به آن اشاره میکند: «متناسب کردن آگاهانهی زدوخورد و ارتباط میان حالتهای ناخودآگاه و خودآگاهِ بیان و اشتیاق». حلقهی اتصال دیدگاه لووالد و لکان تعبیر الگوهای بیان است. این محتوا نیست که تقاضا و اشتیاق، یا حتی اید و ایگو، را از هم متمایز میکند؛ بلکه الگویی است که از طریق آن بازنمایی میشود. گوشدادن به بیان اشتیاقی که در پس معنای آشکار تقاضا وجود دارد، بر این موضوع دلالت دارد که تحلیلگر نباید تماما بر فهمیدن ، تمرکز کند بلکه درعوض باید به الگوهای بیان گوش فرادهد که دوشادوش معنای آشکار حرکت میکنند. این پرسش همچنان به قوت خود باقی است که آیا از طریق فرآیند گوشدادن بر حسب دیالکتیک میان اشتیاق و تقاضا به جای، مثلاً، طبقهبندیهای سنتیتر روانکاوانه از دفاعها و مشتقات رانه، چیزی به دست میآید یا خیر. ایدهی لکانی دربارهی نشانهگذاری گزارههای اشتیاق، به این معنا که گفتمان آنالیزانت را به شیوههای مختلف نقطهگذاری میکند تا نشان دهد چیز دیگری ورای گفتمان موردنظر گفته شده است، نسبت به شیوهی خاص تحلیلگر در گوشدادن و مداخلهکردن بسیار حساس است. در تکنیک بالینی، که برمبنای این ایدهها صورتبندی شده است، بیان اشتیاق در قالب گفتار، بر جانشینیهای نمادین و تخریب معنای موردانتظاری دلالت دارد که از طریق ساختار زبان ممکن میشوند. تفسیر اید بهمثابهی امری که با محتواهای ایگو در تضاد است، آن چیزی نیست که در گوشدادن به بیان اشتیاق اهمیت دارد. درعوض، ِ شنیدن ویژگی گفتار و شنیدن ظرفیت آن برای برانگیختن بازی کاملاتعینیافتهی معناها راهنمای بهتری است برای آنکه تحلیل گر چگونه تخریب قطعیتهای موهوم را تسهیل میکند. تمام مداخلههای تبیینگر، چه بخواهند به دفاع بپردازند چه به مشتقات رانه، خطر مستقرکردن گفتمان بر قطعیت همانندسازیها و نیز خطر عینیسازی سوژه را ایجاد میکنند که این هردو، بازی معنا را مسدود میکند و درواقع در قالب همین بازی است که اشتیاق خود را نمایان میکند.
. 3-۷ نویسندگان فرانسوی غیرلکانی
ژان لاپلانش )2004( نظریه ای دربارهی تعارض روانی را پیش نهاد که مبتنی است بر نظریهای از ناخودآگاه و رانهها و بر رابطهی نخستین با یک دیگری بزرگسال، یعنی فرستندهی پیامهای رازآمیز ( جنسی ناخودآگاه). لاپلانش با آغاز کردن از تضاد اساسی عشق و نفرت ، اشاره میکند که در سطح ناخودآگاه جنسی، تضادی میان ساحت روانی-جنسی آزادشده ( اروتیک) و ساحت روانی -ِ جنسی ( خودشیفتهوار و/یا مربوط-به -ابژه)ی مقید
58
Made with FlippingBook Publishing Software